در اين پرسشنامه 13 گروه پاسخ وجود دارد و هر پاسخ بيان كننده حالتي در فرد است. شما بايد پاسخ های هر گروه را به ترتيب و با دقت بخوانيد سپس باید تنها پاسخی را انتخاب كنيد كه بهتر از همه طرز احساس كنوني شما را بيان مي كند، يعني آنچه درست در زمان اجراي تست حس مي كنيد. در خاتمه جهت تعیین درجه افسردگی خود باید روی گزینه تائید در پائین صفح کلیک فرمائید.
1 (غمگيني)
من غمگين نيستم.
من غمگين يا گرفته ام.
من هميشه غمگين يا گرفته ام و نمي توانم خود را از اين وضع خلاص كنم.
من آنقدر غمگين يا بدبختم كه ديگر تحملش را ندارم
2 (بدبيني)
من خيلي نسبت به آينده بدبين يا مأيوس نيستم.
من نسبت به آينده مأيوسم.
من احساس مي كنم كه هيچ اميدي به آينده ندارم.
من احساس مي كنم كه به آينده اميدي نيست و اوضاع بهتر نخواهد شد.
3 (احساس شكست خوردگي)
من خود را مثل يك شخص شكست خورده نمي دانم.
من احساس مي كنم كه بيش از يك شخص متوسط در زندگي با شكست مواجه شده ام.
من هر چه به گذشته مي نگرم چيزي جز شكست نمي يابم.
من احساس مي كنم كه شخصي كاملاً شكست خورده ام.(به عنوان پدر، مادر،شوهر، زن)
4 (نارضائي)
من نارضائي خاصي ندارم.
من از چيزهايي كه لذت مي بردم، ديگر لذت نمي برم.
ديگر هيچ چيز مرا راضي نمي كند.
من از همه چيز ناراضي ام.
5 (احساس گناهكاري)
من احساس گناهكاري به خصوصي ندارم.
من اغلب اوقات احساس مي كنم كه بد يا بي ارزشم.
من احساس مي كنم كه كاملاً گناهكارم.
انگار احساس مي كنم كه بسيار بد يا بي ارزش هستم.
6 (از خودبيزاري)
من از خود نااميد نيستم.
من از خود نااميدم.
من از خود بيزارم.
من از خود نفرت دارم.
7 (خود آزاررساني)
من به هيچ وجه در فكر آسيب رساندن به خود نيستم.
من احساس مي كنم كه بهتر است بميرم.
من نقشه هاي مشخصي براي خودكشي دارم.
اگر امكان داشت خودم را مي كشتم.
8 (كناره گيري)
من علاقه ام را نسبت به مردم از دست نداده ام.
من اكنون كمتر از گذشته نسبت به مردم علاقه دارم.
من علاقه ام را تا حد زيادي نسبت به مردم از دست داده ام و فقط اندك احساسي نسبت به آنها دارم.
من تمام علاقه ام را نسبت به مردم از دست داده ام و هيچ توجهي به آنها ندارم.
9 (بي تصميمي)
من هميشه مي توانم به خوبي تصميم بگيرم.
من سعي مي كنم كه تصميم گيري خود را به تأخير بيندازم.
براي من تصميم گرفتن بسيار مشكل است.
من ديگرنمي توانم هيچ تصميمي بگيرم.
10 (تغيير خودپنداشت)
من احساس نمي كنم كه به نظر ديگران بدتر از گذشته باشم.
من از اينكه پير يا غير جذاب به نظر برسم، نگرانم.
من احساس مي كنم كه وضع ظاهري من دائماً در تغيير است و باعث مي شود كه به نظر ديگران جذاب نباشم.
من احساس مي كنم كه زشت يا زننده ام.
11 (دشواري در كار)
من مي توانم مثل گذشته كار كنم.
براي من شروع يك كار مستلزم كوششي فوق العاده است.
من براي انجام هر كاري بايد خيلي به خود فشار بياورم.